| |
| یکشنبه 30 دی ماه سال 1386 |
| کاش به همین سادگی ها بود ! |
خاطرات کاغذی ات را در گرم ترین جای دلم گذاشتم
در شومینه قلبم ! |
|
| |
| پنجشنبه 27 دی ماه سال 1386 |
| من هم تکراری شدم ؟ |
زندگی تکراری شده است
همه چیز
حتی پست هایی برای این وبلاگ که منتظر نوشته شدن هستن
مثل یک آهنگ که به انتها میرسد و دوباره شروع میشود
فقط یک چیز دست خودمان است
و آن انتخاب آهنگ ...
که آن هم فقط آناتما ! |
|
| |
| چهارشنبه 19 دی ماه سال 1386 |
| یکی به من بگه این سیاوش دیگه چه صیغه ایه ؟ |
(( خوشم که همسایه شدم با شب آفتابی تو خوشم که رویای تو ام دلیل بی خوابی تو ))
راستی ! تموم موجودات ترسناک سلام رسوندن |
|